![]() |
![]() |
|
| وبلاگي جهت شناسايي كردان ساكن در استان فارس بویژه شیراز |
|
"واژه كرد در عبارت رموم كردان پارس" با درود وسپاس به كليه دوستان و همه شما عزيزان در ادامه مطالب قبلي، بحث كردان پارس را با بررسي نظريه سعيد نفيسي در زمينه واژه "كرد" پي مي گيرم. سعيد نفيسي در كتاب " خاندان طاهري" واژه "كرد" را چنين تشريح مي كند : «چون مهمترين كار اين مردم بيابان گرد و چادرنشيني ،پرورش اغنام و احشام بود و بيشتر از چوپاني و شباني روزگار مي گذرانده اند ،در زبان فارسي ،كرد را معني چوپان وشبان هم آورده اند» ايشان در جايي ديگر مي فرمايد: «باز دلايل ديگر هست كه كرد اطلا در زبانهاي ايراني به معناي بيابان گرد و كاملا مترادف همان كلمه nomade فرانسه است كه از ريشه namos يوناني به معني چراننده است و شگفت تر اين كه در زبان فارسي هم كرد را به معني "گله چران" به كار برده اند و طبيعي هم است زيرا چادرنشينان هميشه گله دار بوده اند . معني كرد با گله چراني به اندازه اي ملازم يكديگر است كه در دوره ساساني و تا مدتي از دوره اسلامي طوايف مختلف كردها را "رم " مي گفتند و اين همان كلمه اي است كه در زبان امروز ما " رمه" شده است و اين كلمه به زبان عرب هم رفته است منتهي اغلب آن را" زٌم" و جمع آن را كه مي بايست" رموم"باشد" زموم " نوشته اند. در بسياري از متون فارسي هميشه كه خواسته اند طوايف چادرنشين ايران را برشمارند ، ايشان را كرد ناميده اند و در اين اواخر كرد اصطلاحي خاص شده است براي چادرنشينان ايراني نژاد كه نژاد وزبانشان ترك و تازي نباشد . به همين جهت است كه هر طايفه ايراني را كه به تركي و تازي سخن نمي راند و از نژاد ترك و عرب نبوده و چادرنشين بوده در هر جا كه بوده است كرد گفته اند چنانكه مثلا بختياريها و لرها و همه چادرنشينان فارس و كرمان و خراسان و نواحي مركزي و غربي و شمالي ايران را در هر كجا بوده از كرد دانسته اند و حتي آـنها را هم كه از نژاد ايراني اند و به زبانهاي ايراني (اقسام كردي ) سخن مي رانند ، در هر كشور ديگر باشند كرد مي دانند و اين نكته بسيار متقن و عالمانه است و دلايل بسيار با خود دارد و گمان ندارم دانشمندان هيچ دياري رنج بحث و رد آن را بر خود هموار كنند» لذا در رد اين سخنان موارد زير به آگاهي مي رساند : در بحثي از كارنامه اردشير بابكان كه متني است از دوره پيش از انوشيروان و نوشته سال 1054 يزدگردي چنين آمده است : « و ساسان شپان پاپك بود و همواره با گوسپندان بود و از تخمه داراي دارايان و اندرش – خدايي الاسكندربگريز و نهان- روشي و با كرد شپانان بسر مي برد ....» خوب اگر "كرد" را به معني شبان بپذيريم ، چرا در اين متن عبارت "كرد شپانان" را به كار برده است ؟ بنابراين منظور از اين عبارت "كردشپانان" يعني شپاناني كه از نژاد كرد بوده اند و مسلم است كه واژه "كرد" در متن هاي سده سوم هجري به بعد چيزي غير از منظور نژاد كردي نيست. دليل ديگر ايل عرب از صدر اسلام در فارس بوده اند و از سده سوم هجري قمري در لابلاي متون تاريخي و جغرافيايي ، ايلات ديگر مانند شول ها ،لرها، تركمانان و تركها را در فارس مي بينيم كه به همراه كردها آمده اند . پس چرا در اين متن ها ننوشته اند : كردان عرب ، كردان شول ،كردان لر ، كردان تركمان و كردان ترك ؟ در نتيجه مسلم است كه واژه "كرد" در عبارت "زموم الاكراد پارس" يا "رموم الاكراد پارس" غير از بحث نژاد كرد چيز ديگري نيست . منتظر نظرات ، پيشنهادات و نقد مطالب فوق بويژه از سوي دوستان كرد زبان و مورخان ارجمند مي باشم .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط حسین |
|
|
سپاسگزارم - ارادتمند شما - حسين |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ به شناساندن کردان ساکن در استان فارس بویژه کردان شهر شیراز و روستای چهل چشمه کرونی ( در 45 کیلومتری غرب شیراز ) و روستاهای اطراف شهر کازرون می پردازد
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 فروردین 1388 مهر 1387 شهریور 1387 اسفند 1386 آذر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 بهمن 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
|
RSS
|